خرید بک لینک
مستجاب شدن دعای شهید که برای تشنگی نیروهایش دعا کرد بچّهها محاصره شده بودند....نیروهای پشتیبانی نمیتوانستند کمک برسانند. همه تشنه و گرسنه بودند. «کارور» هرچه تلاش کرد و خودش را به آب و آتش زد تا

برچسب: نویسنده: نرگس محمدی تاريخ: چهارشنبه 4 دی 1398 ساعت: 10:53

حل شدن مشکل همسایه با کمک خواستن از شهید سیاهکالی مرادی همسایه شهید:من از همسایه های این شهید بزرگوار بودم...یک مشکلی داشتم نیت کردم برای شهید و صلوات فرستادم الحمدالله مشکلم حل شد...همان شب خواب د

برچسب: نویسنده: نرگس محمدی تاريخ: چهارشنبه 4 دی 1398 ساعت: 10:53

عنایاتی که به شهید سید مجتبی علمدار می شد سیّد همیشه « یا زهرا(س) » می گفت. البته عنایاتی هم نصیب ما می شد. مثلاً دو سه بار اتفاق افتاد که بی پول شدیم. آنچنان توان مالی نداشتیم. یکبار می خواستم دان

برچسب: نویسنده: نرگس محمدی تاريخ: چهارشنبه 4 دی 1398 ساعت: 10:53

شهیدی دیالمه که حتی کوچکترین حق ها را نگه می داشت من یک حق داشتم!خاطره ای از یک شهید نماینده مجلس . . .وارد سلف سرویس شدم. ساعت حدود 1 و 45 بود و به کلاس نمیرسیدم و صف غذا طولانی بود.دنبال آشنایی

برچسب: نویسنده: نرگس محمدی تاريخ: چهارشنبه 4 دی 1398 ساعت: 10:53

شهید همدانی می خواست در مسجد کار فرهنگی کند از سردار شهید همدانی پرسیدند: بعد از بازگشت از سوریه برنامتون چیه⁉️گفت: «تصمیمی گرفتم که مطمئنم از ۴٠سال مجاهدت بالاتره،...بروم یک گوشهای از این مملکت ت

برچسب: نویسنده: نرگس محمدی تاريخ: چهارشنبه 4 دی 1398 ساعت: 10:53

صفحه بندی